وقتی سودآوری، نقدینگی و تاب آوری یک مفهوم نیستند
طبتاب – این مطالعه به ارزیابی تابآوری مالی و عملیاتی حلقههای اصلی زنجیره دارویی ایران شامل تولیدکنندگان داروی نهایی، تولیدکنندگان مواد اولیه دارویی و مواد مؤثره (API)، شرکتهای پخش و واردکنندگان و توسعه یک شاخص تحلیلی با عنوان Drug Supply Chain Resilience Index (DSCRI) میپردازد و اثر اصلاح گسترده قیمت دارو در سال ۱۴۰۵ نیز بهطور مستقل در تحلیل حساسیت مدل در نظر گرفته شده است.
زنجیره تأمین داروی ایران در سال ۱۴۰۵ با مجموعهای از فشارهای همزمان شامل افزایش هزینه مواد اولیه و نهادههای تولید، تغییر شرایط ارزی، افزایش نیاز به سرمایه در گردش، طولانی شدن وصول مطالبات و اصلاح گسترده قیمت دارو مواجه بوده است. در همین دوره، گزارشهای مالی بسیاری از شرکتهای دارویی رشد قابل توجه فروش ریالی و در برخی موارد افزایش سود را نشان میدهند. با این حال، در شرایطی که قیمت دارو بهطور گسترده افزایش یافته است، رشد اسمی فروش و سود را نمیتوان بدون توجه به اثر قیمت، معادل رشد واقعی فعالیت یا افزایش تابآوری دانست.
امنیت دارویی
امنیت دارویی صرفاً به معنای فعال بودن کارخانه یا موجود بودن یک دارو در یک مقطع زمانی نیست. یک زنجیره تأمین دارویی زمانی تابآور است که بتواند در برابر شوکهای اقتصادی، ارزی، لجستیکی و عملیاتی مقاومت کند، خود را با شرایط جدید تطبیق دهد و بدون ایجاد اختلال جدی در دسترسی بیماران، عملکرد خود را حفظ یا بازیابی کند.
ادبیات بینالمللی نیز تابآوری زنجیره تأمین را مفهومی چندبعدی میداند. ظرفیت جذب شوک، سازگاری، بازیابی، تنوع تأمین، انعطاف عملیاتی و وضعیت منابع مالی همگی در این مفهوم نقش دارند.
اهمیت این موضوع در صنعت دارو بیشتر است، زیرا اختلال در یک زنجیره تجاری معمولی عمدتاً پیامد اقتصادی دارد، اما اختلال در زنجیره دارو میتواند مستقیماً درمان بیمار را تحت تأثیر قرار دهد. OECD نیز زنجیرههای مطمئن تأمین دارو و تجهیزات پزشکی را یکی از ارکان نظام سلامت تابآور معرفی کرده است.
در ایران، این زنجیره علاوه بر ریسکهای معمول تولید و توزیع با محدودیتهای انتقال پول، نوسانات ارزی، محدودیتهای ناشی از تحریم، وابستگی بخشی از تولید به مواد اولیه و پیشسازهای خارجی، قیمتگذاری تنظیمشده و تأخیر در گردش منابع مالی مواجه است.
مطالعات انجامشده در ایران نیز نشان دادهاند که تابآوری زنجیره دارو صرفاً تابع ظرفیت تولید نیست. در مطالعه Ravangard و همکاران، عواملی مانند مشارکت، سیاستگذاری، فناوری اطلاعات و راهبرد در تابآوری زنجیره دارو و ملزومات پزشکی نقش داشتند.
اما تحلیل سال ۱۴۰۵ با یک مسئله اضافی روبهرو است: افزایش گسترده قیمت دارو.
در نتیجه، سؤال اصلی مطالعه حاضر فقط این نیست که آیا فروش و سود شرکتهای دارویی افزایش یافته است، بلکه باید پرسید:
چه مقدار از بهبود ظاهری شاخصهای مالی ناشی از افزایش واقعی ظرفیت و چه مقدار ناشی از افزایش قیمت است؟
اصلاح قیمت دارو، متغیری که نمیتوان نادیده گرفت
سال ۱۴۰۵ با اصلاح گسترده قیمت دارو همراه بوده است. گزارشهای رسمی نشان میدهند تعداد زیادی از اقلام دارویی در چند مرحله مشمول قیمتگذاری جدید شدهاند.
اهمیت این مساله در تحلیل مالی زیاد است. اگر شرکتی همان مقدار داروی سال قبل را با قیمتی ۸۰ درصد بیشتر بفروشد، درآمد ریالی آن ۸۰ درصد افزایش مییابد، بدون آنکه حجم واقعی فروش افزایش یافته باشد.
اگر همزمان هزینه مواد اولیه، بستهبندی، نیروی انسانی، حملونقل و تأمین مالی نیز افزایش یافته باشد، رشد درآمد اسمی بهتنهایی نمیتواند نشاندهنده افزایش متناسب توان اقتصادی شرکت باشد.
افشاهای شرکتهای بورسی نیز افزایش قابل توجه نرخ فروش را نشان میدهند.

در نمونه افشاهای بررسیشده، متوسط افزایش نرخ برای ۱۱۳ قلم داروسازی دانا حدود ۹۱ درصد، برای محصولات گزارششده کیمیدارو حدود ۷۴ درصد و برای سه محصول دتماد حدود ۵۳ درصد بود. دانا در افشای دیگری نیز افزایش متوسط حدود ۳۵ درصد برای ۴۱ قلم دیگر گزارش کرد.
این ارقام نباید بهعنوان متوسط تورم کل بازار دارو تفسیر شوند. آنها نمونهای از افزایش نرخهای افشاشده هستند و ترکیب محصولات، وزن آنها در فروش و تغییر حجم فروش میان شرکتها متفاوت است.
از این رو، این اطلاعات در مطالعه حاضر برای تحلیل حساسیت قیمت استفاده شدند و نه بهعنوان شاخص رسمی تورم دارو.
روش مطالعه
مطالعه حاضر یک تحلیل مالی ـ ساختاری اکتشافی است. اطلاعات مالی شرکتهای منتخب بورسی صنعت دارو برای سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۴ بررسی و دادههای در دسترس سال ۱۴۰۵ برای تحلیل شرایط جاری استفاده شدند.
شرکتها بر اساس فعالیت اصلی در سه گروه دارای داده مالی عمومی طبقهبندی شدند: تولیدکنندگان داروی نهایی، تولیدکنندگان مواد اولیه (API) و شرکتهای پخش.
واردکنندگان نیز در چارچوب مطالعه قرار گرفتند، اما بسیاری از واردکنندگان خالص دارو شرکت خصوصی هستند و اطلاعات مالی عمومی و همگن آنها محدود است. بنابراین، از ساختن نسبتهای مالی تخمینی برای این گروه خودداری شد.
شاخصهای مالی
در مدل کامل، متغیرهای زیر در صورت وجود داده معتبر مورد توجه قرار گرفتند:
Current Ratio = Current Assets / Current Liabilities
Quick Ratio = (Current Assets − Inventory) / Current Liabilities
DSO = Average Trade Receivables / Revenue × 365
DIO = Average Inventory / Cost of Goods Sold × 365
DPO = Average Trade Payables / Cost of Goods Sold × 365
Cash Conversion Cycle = DSO + DIO − DPO
OCF/Sales = Operating Cash Flow / Revenue
Debt Ratio = Total Liabilities / Total Assets
Operating Margin = Operating Profit / Revenue
در مواردی که اطلاعات قابل اتکا برای یک شاخص وجود نداشت، داده تخمینی جایگزین نشد. این تصمیم برای جلوگیری از ایجاد دقت ظاهری و نتایج غیرقابل بازتولید اتخاذ گردید.
طراحی شاخص DSCRI
برای ترکیب اطلاعات مالی و ساختاری، شاخص پیشنهادی Drug Supply Chain Resilience Index (DSCRI) طراحی شد.
دامنه شاخص صفر تا ۱۰۰ در نظر گرفته شد و عدد بالاتر نشاندهنده ظرفیت نسبی بیشتر برای تحمل و سازگاری با شوک است.
در مدل پایه:
DSCRI = 0.60 × Financial Resilience Score + 0.40 × Structural Resilience Score
در بعد مالی، سودآوری، پشتوانه سرمایهای، بدهی، نقدینگی، مطالبات و سرمایه در گردش در حد دادههای قابل دسترس مورد توجه قرار گرفتند.
در بعد ساختاری نیز مواجه با ریسک ارزی، امنیت و تنوع تأمین، توان انتقال افزایش هزینه به قیمت، انعطاف عملیاتی و شواهد فشار یا اختلال واقعی ارزیابی شدند.
DSCRI یک شاخص رسمی سازمان غذا و دارو یا بورس و همچنین یک ابزار اعتبارسنجیشده بینالمللی نیست. اعداد آن نیز نباید بهعنوان احتمال ورشکستگی تفسیر شوند. در وضعیت فعلی، DSCRI یک ابزار پژوهشی و هشدار زودهنگام است.
اصلاح DSCRI برای اثر افزایش قیمت
در نسخه پایه مدل، حاشیه سود بالاتر موجب افزایش امتیاز مالی میشد. اما در سال ۱۴۰۵، افزایش گسترده نرخ فروش باعث میشود نتوان تمام افزایش سود و درآمد اسمی را به افزایش تابآوری نسبت داد.
بنابراین دو خروجی جداگانه محاسبه شدند:
DSCRI پایه که وضعیت مالی و ساختاری را بدون تعدیل قیمت نشان میدهد، و DSCRI در تحلیل حساسیت قیمت که بررسی میکند اگر بخشی از سودآوری اسمی ناشی از افزایش قیمت باشد، نتیجه مدل تا چه اندازه تغییر میکند.
این روش یک stress test است و نه تورمزدایی رسمی صورتهای مالی.
یافتهها
مقایسه وضعیت مالی حلقههای زنجیره
تفاوت قابل توجهی میان سودآوری سه حلقه دارای اطلاعات مالی عمومی مشاهده شد.

میانه حاشیه سود خالص تولیدکنندگان مواد اولیه حدود 31.1 درصد و تولیدکنندگان داروی نهایی حدود 22.8 درصد بود. در مقابل، مقدار متناظر در نمونه شرکتهای پخش فقط 2.6 درصد بود.
برای تکمیل این تصویر، وضعیت پشتوانه سرمایهای گروهها نیز بررسی شد.

در میان تولیدکنندگان داروی نهایی نیز ناهمگنی مشاهده شد. در نمونه بررسیشده، حاشیه سود خالص شرکت داروسازی ابوریحان (دابور)حدود 32.5 درصد، شرکت داروسازی دکتر عبیدی (دعبید) 28.6 درصد و شرکت البرز دارو (دالبر) 27.8 درصد بود.
بنابراین حتی در یک حلقه واحد نیز نمیتوان وضعیت یک شرکت را به کل گروه تعمیم داد.
شرکت تولید مواد اولیه داروپخش (تماد) با نماد دتماد، سود بیشتر اما وصول مطالبات طولانیتر
دتماد نمونه مناسبی برای نشان دادن تفاوت میان سودآوری و تابآوری نقدینگی است.

در این مورد حفظ جدول اهمیت دارد، زیرا سه شاخص متفاوت را همزمان نشان میدهد. با این حال، روند DSO بهصورت تصویری نیز ارائه شد.

DSO از حدود ۱۸۰ روز در ۱۴۰۲ به ۲۲۲ روز در ۱۴۰۳ و ۲۵۲ روز در ۱۴۰۴ رسید.
در همین فاصله، حاشیه عملیاتی از 41.6 درصد به 50.5 درصد افزایش یافت.
این دو روند در کنار یکدیگر پیام مهمی دارند: شرکت میتواند حاشیه سود بالاتری گزارش کند، اما همزمان مدت بیشتری برای تبدیل فروش به وجه نقد منتظر بماند.
بنابراین:
سودآوری بالا الزاماً به معنی نقدینگی بهتر یا تابآوری بیشتر نیست
چرا پخش آسیبپذیری متفاوتی دارد؟
حاشیه سود خالص 2.6 درصدی در نمونه پخش در مقایسه با 22.8 درصد در تولید داروی نهایی و 31.1 درصد در API نشان میدهد فضای جذب شوک در این حلقه بسیار محدودتر است.
شرکت پخش باید با همین حاشیه محدود هزینه انبار، حملونقل، شعب، نیروی انسانی، فناوری اطلاعات و تأمین مالی را پوشش دهد.افزایش قیمت دارو نیز الزاماً این مشکل را برطرف نمیکند.
اگر قیمت متوسط موجودی ۵۰ درصد افزایش یابد، یک شرکت پخش برای نگهداری همان تعداد فیزیکی بسته دارو به سرمایه بیشتری نیاز خواهد داشت. در نتیجه، افزایش قیمت میتواند فروش اسمی را بالا ببرد و در همان زمان نیاز به سرمایه در گردش را افزایش دهد.
واردکنندگان
برای واردکنندگان خالص دارو امکان تشکیل یک نمونه مالی همگن مشابه شرکتهای تولیدی وجود نداشت. بنابراین از ایجاد نسبتهای مالی تخمینی برای این گروه خودداری شد.
با این حال، مطالعات انجامشده درباره زنجیره دارویی ایران نشان دادهاند که مشکلات انتقال پول، روابط بانکی، حملونقل، ارز و دسترسی به تأمینکنندگان خارجی میتوانند زنجیره دارو را تحت تأثیر قرار دهند.
از این رو، DSCRI این گروه بیشتر بر مؤلفههای ساختاری استوار است و عدمقطعیت بیشتری نسبت به گروههای دارای اطلاعات مالی بورسی دارد.
مقایسه چندساله و آزمون آماری
برای بررسی تغییرات تاریخی، زیرنمونهای از شرکتهایی که اطلاعات قابل مقایسه برای سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۴ داشتند تحلیل شد.

هیچیک از تغییرات فوق در این زیرنمونه از نظر آماری معنیدار نبودند.
با این حال، تعداد شرکتهای دارای داده کاملاً همسان برای این آزمون فقط سه شرکت بود. بنابراین قدرت آماری آزمون محدود است.
نتیجه صحیح این نیست که «وضعیت صنعت تغییر نکرده است»، بلکه این است که در زیرنمونه موجود شواهد آماری کافی برای اثبات تغییر سیستماتیک وجود نداشت.
به همین دلیل این آزمونها اکتشافی محسوب میشوند و از تبدیل آنها به نمودار خودداری گردید، زیرا نمودار میتوانست اهمیت بصری نامتناسبی به نتایج یک نمونه بسیار کوچک بدهد.
چرا سال ۱۴۰۵ مستقیماً با سالهای قبل آزمون نشد؟
سال ۱۴۰۵ هنوز کامل نشده و اطلاعات بسیاری از شرکتها میاندورهای است. مقایسه مستقیم یک گزارش سه یا ششماهه با صورت مالی کامل یک سال بدون تطبیق دوره زمانی، از نظر روششناختی مناسب نیست.
مشکل دوم افزایش گسترده قیمت است. حتی اگر سود یا فروش میاندورهای ۱۴۰۵ افزایش زیادی نشان دهد، بدون تفکیک اثر قیمت نمیتوان نتیجه گرفت تابآوری واقعی به همان نسبت افزایش یافته است.
بنابراین دادههای ۱۴۰۵ در این مطالعه عمدتاً برای stress test و sensitivity analysis استفاده شدند.
نتایج DSCRI
ترکیب اطلاعات مالی و عوامل ساختاری در مدل پایه به DSCRI متفاوتی برای حلقههای زنجیره منجر شد.

* به دلیل نبود نمونه مالی عمومی و همگن کافی، برآورد واردکنندگان عمدتاً بر مؤلفههای ساختاری استوار است.
برای نمایش روشنتر اثر قیمت بر نتیجه مدل، DSCRI پایه و سناریوی حساسیت در شکل (4) مقایسه شدهاند.

پس از در نظر گرفتن حساسیت سودآوری اسمی به افزایش قیمت، نقطه مرکزی DSCRI در API از حدود ۷۲ به ۶۱ و در تولید داروی نهایی از حدود ۶۵ به ۵۵ کاهش یافت.
این کاهش به معنی زیانآور بودن اصلاح قیمت نیست. افزایش قیمت در بسیاری از موارد میتواند برای جبران افزایش بهای تمامشده و استمرار تولید ضروری باشد.
همچنین اعداد ۶۱ و ۵۵ نباید بهعنوان ” DSCRI تورمزداییشده قطعی” تفسیر شوند. این مقادیر خروجی یک تحلیل حساسیت هستند و نشان میدهند ارزیابی تابآوری تا چه اندازه به فرض مربوط به اثر افزایش قیمت بر سودآوری حساس است.
سودآوری، نقدینگی و تابآوری یک مفهوم نیستند
یکی از پیامهای اصلی مطالعه تفکیک سه مفهوم است:
Profitability ≠ Liquidity ≠ Resilience
یک شرکت ممکن است سودآور باشد، اما نقدینگی ضعیفی داشته باشد. ممکن است نقدینگی مناسبی داشته باشد، اما به یک تأمینکننده خارجی یا ماده اولیه خاص وابستگی زیادی داشته باشد و ممکن است امروز هم سودآور و هم نقدشونده باشد، اما ظرفیت محدودی برای تحمل یک شوک ارزی یا اختلال طولانی در تأمین داشته باشد.
نمونه دتماد این تفاوت را بهخوبی نشان میدهد: حاشیه عملیاتی حدود 50.5 درصد در کنار DSO حدود ۲۵۲ روز قرار گرفته است. هر دو عدد صحیح می باشند، اما یکی سودآوری و دیگری سرعت بازگشت پول را نشان میدهد.
افزایش قیمت و پارادوکس سرمایه در گردش
افزایش قیمت دارو میتواند از یک طرف، برای جلوگیری از زیان تولیدکننده ضروری باشد و از طرف دیگر، نیاز کل زنجیره به نقدینگی را افزایش دهد.
برای مثال، اگر یک تولیدکننده برای یک چرخه تولید به ۱۰۰ میلیارد تومان نهاده نیاز داشته باشد و هزینه جایگزینی همان نهادهها ۷۰ درصد افزایش یابد، انجام همان حجم تولید در دوره بعد ممکن است به حدود ۱۷۰ میلیارد تومان منابع نیاز داشته باشد.
اگر فروش شرکت نیز افزایش یافته باشد، ولی پول آن چند ماه بعد وصول شود، شکاف تأمین مالی همچنان میتواند بزرگتر شود.
بنابراین در شرایط تورمی، افزایش فروش اسمی و افزایش فشار نقدینگی میتوانند همزمان اتفاق بیفتند.
ارتباط فشار مالی با دسترسی بیمار
شاخصهایی مانند DSO، DIO یا چرخه تبدیل وجه نقد ممکن است در نگاه اول مفاهیمی حسابداری به نظر برسند، اما انتهای این زنجیره بیمار قرار دارد.
اگر تولیدکننده نتواند منابع لازم برای خرید مواد اولیه دوره بعد را فراهم کند، تولید میتواند کاهش یابد. اگر شرکت پخش با محدودیت سرمایه در گردش مواجه شود، شرایط اعتباری داروخانهها ممکن است محدود شود. اگر داروخانه مطالبات خود را با تأخیر دریافت کند، توان خرید مجدد دارو نیز کاهش پیدا میکند.
مطالعه Ghanbari و همکاران با روش WHO/HAI نشان داد که در دادههای سال ۲۰۲۱، دسترسی به ژنریکهای پرفروش در بخش عمومی ایران حدود 63.6درصد و دسترسی به برندهای اصلی فقط 6.4 درصد بوده است.

این یافتهها اهمیت زنجیره داخلی ژنریک را نشان میدهند و توضیح میدهند که چرا تابآوری مالی تولید و توزیع صرفاً یک مسئله شرکتی نیست.
پیشنهاد یک سیستم هشدار زودهنگام
کاربرد نهایی DSCRI میتواند فراتر از تولید یک عدد سالانه باشد.یک سیستم پایش ساده میتواند مجموعهای از علایم را همزمان بررسی کند.

یک علامت منفرد الزاما به معنی بحران نیست، اما مشاهده چند علامت بهصورت همزمان میتواند هشدار کاهش ظرفیت جذب شوک باشد.
بحث
نتایج این مطالعه از دو برداشت افراطی درباره صنعت داروی ایران حمایت نمیکنند.
از یک سو، دادهها برای نتیجهگیری درباره فروپاشی کل صنعت کافی نیستند. از سوی دیگر، افزایش فروش و سود اسمی شرکتهای بورسی نیز برای نتیجهگیری درباره رفع مشکلات صنعت کافی نیست.
تولیدکنندگان داروی نهایی و API در نمونه مورد بررسی نسبت به پخش حاشیه سود و پشتوانه سرمایهای بیشتری داشتند، اما افزایش گسترده قیمت در سال ۱۴۰۵ نشان میدهد که بخشی از رشد اسمی درآمد را نمیتوان مستقیماً به افزایش ظرفیت واقعی نسبت داد.
نمونه دتماد نیز نشان میدهد افزایش حاشیه عملیاتی میتواند همزمان با طولانیتر شدن وصول مطالبات اتفاق بیفتد.
در پخش، مساله از زاویه دیگری ظاهر میشود. میانه حاشیه سود خالص حدود 2.6 درصد فضای محدودی برای جذب شوک ایجاد میکند و افزایش قیمت دارو نیز سرمایه مورد نیاز برای نگهداری همان حجم فیزیکی موجودی را افزایش میدهد.
در واردات، محدودیت اطلاعات مالی اجازه مقایسه مشابه را نمیدهد، اما ریسکهای ارز، انتقال پول و تأمین خارجی همچنان از نظر ساختاری مهم هستند.
بنابراین توصیف مناسبتر از وضعیت فعلی:“تابآوری ناهمگون و تحت فشار” است.
پیامهای سیاستی
نتایج نشان میدهند استفاده از یک سیاست واحد برای تمام حلقههای زنجیره احتمالاً کافی نیست.
در پخش، سرعت گردش منابع و وصول مطالبات اهمیت ویژه دارد.
در تولید داروی نهایی، قیمتگذاری باید علاوه بر هزینه جاری، هزینه جایگزینی مواد و سرمایه در گردش مورد نیاز را نیز در نظر بگیرد.
در API، توسعه تولید داخلی زمانی بیشترین اثر تابآوری را دارد که وابستگی به پیشسازها و مواد واسط حساس نیز کاهش یابد.
در واردات، پیشبینیپذیری سیاست ارزی و امکان انتقال پول اهمیت بیشتری دارد.
در سطح کل زنجیره نیز اصلاح قیمت بدون اصلاح گردش نقد ممکن است درآمد اسمی را افزایش دهد، اما مشکل سرمایه در گردش را بهطور کامل حل نکند.
محدودیتهای مطالعه
DSCRI یک شاخص پیشنهادی است و هنوز در یک نمونه بزرگ و مستقل اعتبارسنجی خارجی نشده است.
دسترسی به اطلاعات در گروههای مختلف نیز یکسان نیست. شرکتهای بورسی اطلاعات بیشتری از شرکتهای خصوصی منتشر میکنند، بنابراین نمونه حاضر احتمالاً شرکتهای بزرگتر و رسمیتر را بیش از حد نمایندگی میکند.
اطلاعات سال ۱۴۰۵ نیز هنوز عمدتاً میاندورهای است و نباید بدون تطبیق دوره زمانی با صورتهای مالی کامل سالهای گذشته مقایسه شود.
محدودیت مهم دیگر نبود شاخص رسمی و وزندار قیمت دارو متناسب با ترکیب فروش هر شرکت است. برای تعدیل کامل باید سهم هر محصول از درآمد، افزایش قیمت آن و تغییر حجم فروش قبل و بعد از اصلاح نرخ مشخص باشد.
بنابراین DSCRI تعدیلشده این مقاله یک تحلیل حساسیت است و نباید با یک DSCRI کاملاً تورمزداییشده اشتباه گرفته شود.
همچنین آزمون آماری طولی فقط برای زیرنمونه کوچکی قابل اجرا بود و p-valueهای گزارششده باید اکتشافی تلقی شوند.
نتیجهگیری
تحلیل دادههای مالی، اطلاعات بورسی و شواهد افزایش نرخ نشان میدهد که ارزیابی تابآوری صنعت داروی ایران در سال ۱۴۰۵ صرفاً بر اساس رشد فروش و سود میتواند گمراهکننده باشد.
در دادههای پایه، تولیدکنندگان مواد اولیه (API) با میانه حاشیه سود خالص حدود 31.1 درصد و تولیدکنندگان داروی نهایی با حدود 22.8 درصد وضعیت سودآوری بهتری از نمونه شرکتهای پخش با حدود 2.6 درصد داشتند، اما سودآوری فقط بخشی از تصویر است.
در دتماد، حاشیه عملیاتی در سال ۱۴۰۴ به حدود 50.5 درصد رسید، در حالی که DSO نیز به حدود ۲۵۲ روز افزایش یافت. این ترکیب نشان میدهد یک شرکت میتواند سودآور باشد و در عین حال بخش بزرگی از منابع آن برای مدت طولانی در مطالبات باقی بماند.
از سوی دیگر، اصلاح گسترده قیمت دارو در سال ۱۴۰۵ باعث میشود بخشی از رشد ریالی فروش و سود شرکتها ماهیت قیمتی داشته باشد، نه حجمی.
در مدل پایه، DSCRI برای مواد اولیه (API) حدود ۷۲، تولید داروی نهایی حدود ۶۵، واردکنندگان حدود ۴۰ و پخش حدود ۲۶ برآورد شد. پس از اعمال تحلیل حساسیت قیمت، نقطه محافظهکارانه برای API به حدود ۶۱ و برای تولید داروی نهایی به حدود ۵۵ کاهش یافت.
پیام این تحلیل این نیست که اصلاح قیمت نامطلوب بوده است، بلکه: تمام افزایش فروش و سود اسمی را نمیتوان به حساب افزایش تابآوری گذاشت.
بنابراین سؤال مناسب برای ارزیابی سلامت زنجیره دارو فقط این نیست که «فروش شرکت چند درصد افزایش یافته است؟»، بلکه باید پرسید:
“پس از در نظر گرفتن افزایش قیمت، حجم واقعی فعالیت، جریان نقد، مدت وصول مطالبات، بدهی، موجودی و توان تأمین دوره بعد چه تغییری کرده است؟“
بر اساس شواهد موجود، صنعت داروی ایران را میتوان زنجیرهای با تابآوری ناهمگون و تحت فشار توصیف کرد، زنجیرهای که هنوز ظرفیت قابل توجهی برای ادامه فعالیت دارد، اما فشارهای نقدینگی، سرمایه در گردش، تأمین و قیمت در حلقههای مختلف آن یکسان توزیع نشدهاند.
DSCRI در شکل فعلی باید یک ابزار پژوهشی و هشدار زودهنگام تلقی شود. تکمیل دادههای سال ۱۴۰۵، گسترش نمونه شرکتها و اعتبارسنجی شاخص در برابر رخدادهای واقعی مانند کمبود، توقف تولید یا تنش نقدینگی میتواند کاربرد عملی آن را افزایش دهد.

نویسنده: دکتر مجتبی سرکندی – تحلیلگر حوزه سلامت